الشيخ المنتظري
417
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
خذوها عن خاتم النّبييّن ( صلى الله عليه وآله و سلم ) » اى مردم اين داستان را از حضرت خاتم النّبييّن ( صلى الله عليه وآله و سلم ) بشنويد كه فرموده است : « انّه يموت من مات منّا و ليس بميّت » اگر كسى از ما اهل بيت بميرد واقعاً نمرده است ; براى اين كه علمش را به جا گذاشته و علمش باقى است . در اين كه فرموده است « و ليس بميّت » دو احتمال است : يكى اين كه امام حيات و موتش يكى است ، احتمال ديگر اين است كه بگوييم امام اظهر مصاديق عالم است و علما اين چنين هستند كه اگر از دنيا بروند چون علمشان باقى است آنها هم نمرده اند و باقى هستند . حال تحقيق در اين كه كدام يك از اين دو احتمال در مورد پيغمبر ( صلى الله عليه وآله و سلم ) و ائمه ( عليهم السلام ) صحيح تر است در جاى خودش ، البتّه مرحوم خوئى شرح مفصّلى را عنوان نموده كه پيغمبر ( صلى الله عليه وآله و سلم ) و امام ( عليه السلام ) حيات و مرگشان يكى است و زنده و مرده ندارند . ( 1 ) « و يبلى من بلى منّا و ليس ببال » ، در اين عبارت هم احتمالاتى داده شده است : يكى اين كه ممكن است بدن ظاهرى بپوسد ولى بدن واقعى كه همان بدن مثالى است نمىپوسد ، و با مردن روح به بدن مثالى منتقل مىشود ; احتمال ديگر اين كه كلام حضرت رسول ( صلى الله عليه وآله و سلم ) على فرض است ، يعنى چون مردم معتقد بوده اند كه بدن مىپوسد ، حضرت هم مطابق فهم عرفى مردم سخن گفته اند ، كه اين احتمال نسبت به بدن امام ( عليه السلام ) و پيغمبر ( صلى الله عليه وآله و سلم ) صحيح تر به نظر مىآيد . به هرحال كلام حضرت اين است : هر بدنى از ما كه بپوسد يا گمان كنيد پوسيده است ، در واقع نپوسيده است . « فلاتقولوا بما لاتعرفون » ، حضرت به علماى آن روز و علماى امروز مىگويند : پس چيزى را كه نمىدانيد نگوييد ; در مورد آنچه شناخت نداريد اظهارنظر نكنيد . « فانّ اكثر الحقّ فيما تنكرون » ، اين « تنكرون » در مقابل « لاتعرفون » در جمله قبل است
--> 1 - منهاج البراعة ، ج 6 ، ص 203 به بعد